عبوس فقه به وجه صفا ننشیند
مصحف گشوده بودم، آمد:
«یهود بر این دعویاند که نصارا از حق چیزی در دست ندارد و نصارا بر این دعوی اند که یهود را از حق چیزی در دست نیست در صورتیکه هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند (یعنی هر دو طایفه اهل کتابند و تنها به خواندن آن مشغول اند) اینگونه دعویها نظیر گفتار و مجادلات مردمی است که از کتاب آسمانی بی بهره اند و خداوند دربارهی این اختلافات روز قیامت حکم خواهد کرد».
(بقره 113) (1) (از ترجمهی قمشهای با دخل و تصرف)
در شان نزول این آیه آمده است که نصارای نجران و یهودیان مدینه به پیش محمد (درود) حاضر شدند و بنای ناسزاگویی به یکدیگر آغاز کردند و یکدیگر را تکفیر کردند و آنگاه این آیه آمد (در باب شان نزول آیه از جمله بنگرید به: تفسیر ثعالبی ذیل همین آیه).
آیه جالبی است. میگوید اگر بنای تفکیر بگشایید اصلا به مغز کتاب آسمانیای که برای شما فرستاده شده پی نبرده اید و حکم کسانی را دارید که کتابی بر آنها فرستاده شده. کتاب را «آلت جنگ و نفیر» نکنید.
ضمنا آیه مدنی است (زیرا سوره مدنی است). و این نقضی است بر حکم پارهای از مستشرقان کلاسیک، از جمله اسنوک هورخرونیه Snouck Hurgronje ، که میگفتند محمد (درود) در مکه با اهل کتاب مدارا کرد تا دین جدید در پیوند با آنان پا بگیرد و بعد در دوران مدینه پیوند خود را با آنان گسست.
خوب، مبارک است. اکبر گنجی هم رسما توسط آن فقیه شیرازی تکفیر شد. هر دم از این دخمه بری میرسد، کهنهتر از کهنهتری میرسد.
دَع ِ الفقه َ للفقهاء تسکُنها / واجلس علی دکّه الخمّار واسقینا
ما قال ربک کفِّر الذی فکِرا / ولکنه قال ویلٌ للمصلینا
1. وقالت اليهود ليست النصارى على شيء وقالت النصارى ليست اليهود على شيء وهم يتلون الكتاب كذلك قال الذين لا يعلمون مثل قولهم فالله يحكم بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون.

نظرها
درستاش همان هورخرونيه است. اسم، اسم هلندی است و در هلندی حرف g «خ» خوانده میشود و حرف j هم صدای «ی» میدهد. کلمهی مشابه اين «دوخويه» است. املاً لاتيناش شبيه همین کلمه است.
yaser: mamnoon daroush aziz
Posted by: داریوش | October 22, 2008 1:20 PM
گنجي نه دردي كش نيست و خرقه هم ندارد! به نظرم در دفاع از گنجي زياده روي مي كنيد. اول كه همجنس بازي، بعد مهدويت بعدش هم قرآن؛ كه شما به آن استناد ميكنيد. من موضع داريوش ملكوت را درباره گنجي به حق تر ميدانم. ضمن اينكه تكفير گنجي را همانها تكذيب كردند.
yaser: man ham ba soratbandi-e maghalat-e ganji moskkel daram vali in rabti be mahkoom kardan-e takfir nadarad.
Posted by: فيضي خواه | October 22, 2008 3:43 PM
آقا یاسر
تکفیر به شکل تفکیر آمده است.
ای کاش آورده بودی که این بیت ... دَع ِ الفقه َ للفقهاء از کیست.
اما در خصوص آن آیه شریفه. به نظرم می آید که بحث کلی تکفیر متفاوت باشد با شاهدی از قرآن در خصوص تعاملات با ادیان دیگر. بهرحال نشان از نقد کلی آن دو دین دارد. چند آیه بعد داریم که:
وَ لَنْ تَرْضی عَنْک الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَک مِنَ الْعِلْمِ ما لَک مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
اینجا هم راه تفسیر و تاویل باز است اما روح کلام به نوعی نقد کلی اگرنه دین، حداقل مومنان و معتقدان آن ادیان است.
یاسر: آن بیت از خودم است برادر اما البته صورت تا حدود زیادی تغییر یافته بیتی از یزید ابن معاویه است. معلوم است که قرآن مسیحیت و یهودیت را نقد می کند نکته این است که در عین حال با آنها مدارا هم دارد. البته از نظر تاریخی مستشرقان معتقدند محمد خیلی با یهودیاغن مدارا نکرد این البته دیگر یک بحث تاریخی می شود.
موفق باشی برادر
Posted by: مجيد | November 9, 2008 12:10 PM